- ممکن است که تعریف جامعی از فضای سایبری و مشخصات و ویژگی های آن مطرح نمایید؟
فضای سایبری مجموعه ای متشکل از زیرساخت ها، شبکه ها، نرم افزارها، سخت افزارها، پروتکل ها، محتوی و سیاستهای حاکم بر این حوزه هست. همچنین این فضا، مجموعه ای از مفاهیم را در قالب محتوای فرهنگی، محتوای سیاسی و یا حتی منابع مادی و مالی و منابع حقوقی ومعنوی در بر می گیرد.
- فرصت ها و تهدیدات فضای سایبری چه هستند؟ کشور ما با توجه به این فرصت ها و تهدیدها چه برنامه ای برای استفاده از این فضا دارد؟
فضای سایبری متشکل از فرصت ها و تهدیدها است. طبیعتا وضعیت هرکشور مشخص می کند که در نقطه فرصت یا در نقطه تهدید قرار دارد. توجه و یا عدم توجه به این مساله میتواند مشخص کند که ما به این مساله از منظر فرصت نگاه می کنیم یا تهدید. اگر خیلی توجه نکنیم و اجازه دهیم که آن فضای عمومی بر ما حاکم شود، طبیعتا به شکل تهدید ظاهر می شود. اگر محورها و برنامه هایی را برای استفاده از ظرفیت ها استفاده کنیم، تبدیل به فرصت می شود.
استفاده از فن آوری های فضای سایبری اجتناب ناپذیر است. در هر حوزه رویکردهای جدیدی وجود دارد که استفاده از آنها اجتناب ناپذیر است. از طرفی زمین، عرصه، قواعد و ابزار این بازی در اختیار دیگران هست. از این جهت بازیگر اصلی یا کشوری که میخواهد وارد این عرصه شود باید تلاش کند که از همه ظرفیت ها، نقاط مثبت و فرصت استفاده کند و با تهدیدات مبارزه کند و تلاش کند حداکثر بهره وری لازم را از این فضا داشته باشد و در جهت رفاه بشر استفاده کند.
- روند فعّالیتهای سایبری را در سالهای گذشته چگونه ارزیابی میکنید؟ آیا در این مدّت حرکت کشور در این زمینه قابل مقایسه با کشورهای دیگر بوده است؟
فعالیت کشورهای دنیا به گونه ای بوده است که اگر در یک نمودار زمانی به آن نگاه شود، مثلا از سال 2000 تا 2012، در مقاطعی فضای سایبری خیلی جدی گرفته نشده است و فقظ براساس شاخص هایی رشد آن را توسعه داده اند. از حدود سال 2004 تا 2006 به بعد تهدید در مقیاس امنیت احساس شده است و معلوم گردیده است که داده ها و سرمایه هایی که در این فضا آورده شده است امنیت لازم را ندارد و با تهدید مواجه هستند. از 2006 به بعد احساس تهدید بیشتر شده است. تهدیدات ، خود را در قالب تهدیدات جدی تری به عنوان جنگ سایبری نشان داده است و کشورها بیشتر به این حوزه متوجه شده اند. بنظرم این فرایند عمومی است. غیر از چند کشور دنیا مثل ایالات متحده و بعضی از اذناب آنها، مابقی در شرایط یکسانی هستند. اما نکته ای که مهم است این است که متاسفانه ما در برنامه سوم و چهارم صرفا به توسعه زیرساخت فن آوری اطلاعات و فضای سایبری پرداختیم و به سایر مولفه ها که امنیت، قدرت دفاع و تولید محتوی بوده است، توجه لازم نشد. بخش مهم تر هم بومی سازی صنعتی وپروتکلها در این زمینه بوده است که صرفا شاخص های توسعه را افزایش دادیم. این شاخص ها ما را در بسیاری از حوزه ها آسیب پذیر می کند. در یک جمع بندی چند جمله ای می توان گفت فضای موجود سایبری کشور در حوزه زیرساخت پیشرفتهای خوبی داشته، در حوزه محتوی کند بوده، در حوزه امنیت و دفاع ضعیف بوده و در حوزه صنعت و پشتیبانی به نظر می رسد فعالیتهای پراکنده ای انجام شده که کشور باید با انسجام بیشتربه آن بپردازد، سیاستگذاری و حمایت کند تا در این زمینه هم بتوانیم بنیه خوبی داشته باشیم.
- در مورد مفهوم دفاع سایبری توضیحاتی ارائه دهید تا خوانندگان با آن آشنا شوند. جایگاه آفند سایبری در سیاستهای کلی نظام در خصوص دفاع سایبری چیست؟
ما با سه دسته تهدید مواجهیم. شاخص تهدید اول این است که یک نفوذگر آن را ایجاد می کند و حوزه آن، امنیت فردی و سطح آن، سطح ایمنی است. هدف این تهدید معمولاً یک رایانه یا یک سیستم رایانه ای است. طبیعتا اینحا امنیت فرد مورد تهاجم قرار میگیرد. ما در این مورد به افزایش مهارتها مثلا در ساختار بندی ها و نوع انتخاب سیستمها توصیه میکنیم. در دسته دوم ممکن است تهدیدکننده یک گروه نفوذگر باشد. هدف این تهدید، یک سازمان یا مجموعه یا گروه است. امنیت مورد تهدید می تواند امنیت اجتماعی یا گروهی باشد و طبیعتا اهمیت بیشتری دارد. ما آن را در سطح امنیتی می دانیم و معتقدیم ملاحظات امنیت سایبری باید در مورد آن دنبال شود. درسطح سوم تهدید، دشمن به جای فرد و گروه یک دولت است. دولتی مثل آمریکا یا اسرائیل یا گروه هایی وابسته و تحت پوشش این دولتها منشا تهدید می شوند
با این تعریف حوزه دفاع را تهدید امنیت ملی با هدف زیرساختهای امنیت ملی با پیامدهایی در سطح ملی و منشا تهدیدات را یک دولت و یا گروه وابسته به دولت دانسته و حوزه تهدید را هم حوزه دفاعی می دانیم که باید به آن توجه شود. مساله دیگر ساختار کلی ارتش سایبری کشور ما و همه کشورهاست. ما معتقدیم ارتش سایبری ما (به این خاطر اسمش را ارتش می گذارم که همه کشورها این حد و این حوزه را بخش دفاعی میدانند که ارتش هم میتواند کار دفاع بکند و هم حمله)باید از چهار بخش تشکیل شود. حوزه های این چهاربخش ممکن است به سازمانهای مختلفی مربوط باشد و درانحصار یک سازمان نباشد.
اولین بخش ارتش بخشی است که در آن بتوان جمعیت عمده کشور را که مخاطبین فضای سایبر هستند، به نوعی در حوزه فرهنگی سازماندهی نمود و محتوای مورد نیاز را تامین کرد. از جهت دیگر باید بتوان اینها را در قالب شبکه های اجتماعی مختلف با محوریتهای مختلف سازماندهی نمود. این می شود ارتش اول که اسمش را ارتش سایبری فرهنگی می گذاریم. ارتش دوم ارتشی است که باید دفاع در برابر دشمن را در این حوزه شکل دهد. طبیعتا در این جا زیرساختهای حیاتی کشور در اولویت است و مثلا اگر حوزه هایی مثل نفت، مالی و بانکی و یا هسته ای مورد تهاجم سایبری قرار گیرد، طبیعتا باید در همین حوزه ها ساختارهای دفاعی داشته باشیم تا در مقابل تهدیدات از خود دفاع کنیم. مولفه سوم ارتش آفندی است که در این جا در مورد دو موضوع صحبت می کنیم. یکی پاسخ به تهدید که اگر به ما حمله شده قادر به پاسخ باشیم. دوم تولید بازدارندگی در این زمینه است که کسی به ما حمله نکند. یعنی توان آفندی ما باید تضمین کننده قدرت دفاعی باشد و بازدارندگی کشور و ظرفیتهای پاسخ به تهدید را توسعه دهد.
در مولفه چهارم نیازمند ظرفیت پشتیبان هستیم که ما اسمش را ارتش صنعتی و پشتیبانی سایبری می گذاریم؛ مثل اینکه ما در وزارت دفاع نیازمندیهای بخش دفاع را تولید می کنیم مثل رادار، تفنگ، تانک، بمب و غیره. باید نیازمندیهای بخش سایبری هم مثل نرم افزار بومی، سخت افزار بومی ، پروتکلهای بومی و مباحث علمی آموزشی و دانشی و موارد دیگر را در این زمینه پشتیبانی کنیم و انحصارا میتوانیم دفاعمان را با پشتیبانی بومی و ملی سازماندهی کنیم و بدون اینها نمیتوانیم با سرباز غربی و پروتکل غربی از کشور دفاع کنیم.
نظرات ()